طب سوزنی یکی از قدیمی ترین مفاهیم پزشکی دنیا محسوب می شود که دارای تاریخی دو هزار ساله است. به طور کلی این طب در آسیای شرقی و چین امروزی شروع شده و بیشترین فعالیت این نوع طب نیز در آن جا بوده است. این که امروز می بینید طب سوزنی همچنان بعد از دو هزار سال رواج دارد و بسیاری از افراد با وجود پیشرفت های علم پزشکی هنوز مایل به استفاده از این طب می باشند، عملا نشان می دهد که شرق آسیا و به خصوص چین تلاش درخور توجهی جهت زنده نگه داشتن این نوع طب داشته است. این تلاش به اندازه ای است که امروز در سراسر دنیا طب سوزنی رواج پیدا کرده است و بسیاری علاقه مند به استفاده از آن می باشند. اما به واقع طب سوزنی چیست؟

طب سوزنی، واقعی یا یک توهم؟

طب سوزنی، واقعی یا یک توهم؟

مسلما پاسخ این سوال بسیار ساده تر از چیزی است که تصور می کنید. اگر طب سوزنی اثرات مثبتی نداشت یا این که نتیجه منفی برجای می گذاشت به سرعت از بین می رفت و با توجه به این که علم پزشکی امروز به قدر کافی پیشرفت کرده است که می تواند در مورد طب سوزنی نظرات قاطعی بدهد، عملا می توان گفت که طب سوزنی فواید خاص خودش را دارد اما نه دقیقا آن چیزی که فرهنگ چینی به آن معتقد است.

در واقع در فرهنگ چینی طب سوزنی بر اساس انرژی جاری در بدن انسان طراحی و تنظیم شده است. پزشکان سنتی چینی بعد از سال ها تلاش توانسته بودند نقشه ای دقیق از محل عبور انرژی در بدن انسان به دست بیاورند. این پزشکان معتقد بودند که تمام بیماری های انسان بر اساس اشکالی است که در مسیر عادی این انرژی های ایجاد می شود. از این رو سوزن هایی را برای باز کردن مسیر انرژی استفاده کردند. این داستان کلی طب سوزنی است. اما آیا واقعا بدن دارای همچنین انرژی می باشد؟

بستگی دارد شما انرژی را چه چیز بدانید! در واقع هر نقل و انتقال پیام های عصبی از مغز به اندام و برعکس بر اساس ولتاژ بسیار کوچک اتفاق می افتد. بنابراین عملا انسان دارای یک نوع انرژی الکتریکی است که در سراسر بدن جریان دارد. با تطبیق مسیر های انرژی طراحی شده توسط پزشکان باستانی با مسیر عصب های بدن به این نتیجه می توان رسید که عملا پزشکان سنتی چینی همان مسیر عصب های بدن را پیدا کرده بودند و این طراحی تا اندازه حیرت آوری دقیق بوده است. بنابراین اگر بخواهیم به زبان امروزی تر بیان کنیم، پزشکان چینی معتقد بودند که تمام مشکلات روحی و جسمی انسان از عدم ثبات و تعادل در عصب های او ناشی می شود.

 

طب سوزنی وارد می شود!طب سوزنی وارد می شود!

تا این جای کار دانستیم که عملا طب سوزنی بر اساس یک واقعیت انکار ناپذیر طراحی شده است. حال سوال مهم این است که آیا این طب کارایی لازم را دارد و می تواند بر اساس ادعای پزشکان سنتی چینی مسیر های انرژی یا همان عصب ها را باز کند؟

برای پاسخ به این سوال بهتر است واکنش بدن نسبت به ورود سوزن را بررسی کنیم. در واقع سوزن های طب سوزنی بسیار نازک می باشند و بزرگ ترین آن ها از سوزن تزریقاتی نیز نازک تر است. تنها چیزی که این سوزن ها دارند یک میله نازک و آهنی و تیز است.

نکته مهمی که وجود دارد این است که سوزن هنگام ورود به بدن، مغز دستور ترشح ضد درد را صادر می کند. همین عامل باعث می شود که نه تنها در ادامه طب سوزنی دردی احساس نکنید، بلکه از یک مسکن و ضد درد طبیعی ساخت خود بدنتان لذت می برید و به یک نوع آرامش می رسید. از طرف دیگر طب سوزنی تنها به یک یا دو سوزن اکتفا نمی کند. بر اساس این طب، باید مسیری از عصب را درگیر کرد تا بتوان به نتیجه ای مطلوب رسید. بنابراین این ضد دردها مدام ترشح می شود و عملا خود این موضوع می تواند یک راهکار درمانی تلقی شود.

اما همانطور که بیان کردیم این طب بر اساس خطوط عصبی کار می کند. پزشکان سنتی بر این باور بودند که هر بخش از بدن به یک نقطه از این خطوط وابسته است. این که امروز می دانیم انگشت های پا رابطه ای مستقیم با اعضای داخلی بدن دارند یکی از نتایج این طب محسوب می شود. بنابراین عملا طب سوزنی به دنبال حل موضعی و اختصاصی مشکل است.

نتیجه سخن

نتیجه سخن

به طور کلی می توان گفت با وجود این که هنوز نمی توان به طور دقیق و کامل طب سوزنی را رد یا تایید کرد اما شواهد زیادی وجود دارد که این علم هنوز کارایی خودش را حفظ کرده است و پایه های ساخته شده برای این علم بسیار دقیق و کاربردی است. اما هنوز نمی توان رابطه دقیق میان محل سوزن ها با درد را بیان کرد. گرچه متخصصان حوزه طب سوزنی بر این عقیده هستند که این رابطه وجود دارد و می توان به صورت تجربی این موضوع را لمس کرد. شاید علم روزی به جایی برسد که بتواند در این باره هم نظر بدهد.